​​​شماره ۳۴ مردم‌نامه منتشر شد!

نسخه الکترونیک
فهرست مطالب

​امسال، صدمین سالگشت زاده شدن محمدابراهیم باستانی پاریزی است. این شماره از مجلۀ مردم‌نامه به همین مناسبت به او اختصاص یافته است. به دست دادن تعریفی جامع از باستانی پاریزی که مورد وفاق همه باشد کار آسانی نیست، اما تقریباً همگان در این توافق دارند که او مورخی خاص بود. سبک و طرزی خاص در نوشتن داشت. به‌گونه‌ای خاص به تاریخ می‌پرداخت. منش و بینش و نگرش و روش او خاص بود. در خاص بودگی او و در اینکه او پدیده‌ای منحصر به فرد بود اتفاق نظر وجود دارد.او مورخی مردمی و مردم‌گرا بود. از مردم و دربارۀ مردم و به زبان مردم و برای مردم می‌نوشت. او تاریخ را به میان مردم برد. و این «قولی است که جملگی بر آنند.» اقبال مردم به آثار او بی‌مانند بود. نزد مردم به‌درجات محبوب بود و شناخته‌شده. امیدوارم کار کوچکی که در مردم‌نامه انجام شده و اکنون پیش شماست کوچک‌ترین سهمی در توجه بیشتر به کارنامۀ باستانی پاریزی و ضرورت پژوهش‌های روشمند و نوآورانه دربارۀ او داشته باشد.​​​​​ (سردبیر)

نسخه چاپی

​ مردم‌نامه راهی نو برای ورود به تاریخ است و تاریخ را بر محور مردم روایت می‌کند ​​​​​​​​​​​​​​​​​​​

از پاریس تا پاریز، پیمودن راه بی‌رهرو​​​​​​​

از تاریخ‌خوانی تا حق‌شناسی: یادگاری از باستانی پاریزی​​​​​​​

(سعید آقارضایی - دانش‌آموخته دکتری تاریخ ایران اسلامی​)

(رضا شاه‌ملکی - پژوهشگر تاریخ)

(روزبه زرین‌کوب - عضو هیات علمی دانشگاه تهران)

در شماره ۳۴

​رویدادهای سیاسی و اجتماعی دورۀ پهلوی اول که نقطۀ عطفی در زندگی ایلات و عشایر به شمار می‌رود با دوران کودکی و نوجوانی باستانی پاریزی هم‌زمان بود. از سویی، منطقۀ پاریز، سرزمینی که باستانی پاریزی در آن رشد و نمو یافت، قرن‌ها زیستگاه کوچ‌نشینان سیرجان بود. باستانی پاریزی از رهگذر سابقۀ تاریخی کوچ‌نشینان در تحولات کرمان و تعامل با کوچ‌نشینان در پاریز کوشید تاریخ ایلات و عشایر کرمان را از نو روایت کند: «در آن ایام هنوز بندر خرمشهر جانی نگرفته بود و راه‌آهنی وجود نداشت و کالایی که به سواحل جنوب و دریابارخلیج و بحر عمان می‌رسید اگر متعلق به حدود فارس و مغرب بود، در بندر بوشهر فرود می‌آمد و اگر متعلق به مرکز ایران و یزد و کرمان بود، در بندرعباس ریخته می‌شد. کالایی که به بندرعباس می‌آمد، پس از بارگیری، از گهره و علی‌آباد و حاجی‌آباد می‌گذشت و به سیرجان می‌رسید و سپس از راه پاریز و رفسنجان به یزد می‌رفت​​​​​​​.

وقتی در سال 1350 شمسی استاد محمدابراهیم باستانی پاریزی مقالۀ «خودمشت‌ومالی» را در مجلۀ راهنمای کتاب به چاپ رسانید، هنوز چهار سالی با پنجاه‌سالگی فاصله داشت. بااین‌همه، آن مقاله که بعدها تکمیل و بخش‌هایی بدان افزوده شد نشان می‌داد که نویسندۀ آن مقاله سال‌هاست که از «تاریخ‌خوانی» به «حق‌شناسی» دست یافته و وجود خویش را از آلودگی‌های نفسانی پالوده است. هرچند استاد باستانی پاریزی از برخی هیاهوها که در باب نوشته‌ها و سبک تاریخ‌نگاری‌اش بر پا می‌شد آزردگی نیز می‌یافت، همواره نفس اماره را نهیب می‌زد و به پیروی از نفس مطمئنۀ خویش، با بی‌اعتنایی به آن هیاهوگران، به کار خویش می‌پرداخت. در واقع، آن تربیت اخلاقی که از محیط خانواده به میراث برده بود و آن سلامت وجدان که حاصل مبارزه با نفس سبعی بود او را نه‌تنها از مجادله با منتقدانش بازمی‌داشت، که ترغیبش می‌کرد تا با خودمشت‌و‌مالی دادن حتی نفس لوامه را مجال ظهور و بروز ندهد.

تعبیر «از پاریس تا پاریز» را با الهام از کتاب مشهور باستانی پاریزی، «از پاریز تا پاریس»، آورده‌ام. پاریس معمولاً نماد تجدد و تاریخ رسمی است و پاریز یادآور زندگی بومی و تاریخ مردم‌محور. شباهت آوایی این دو، تضاد دو جهان نزدیک اما متفاوت را نشان می‌دهد. باستانی پاریزی روایت تاریخ را از مرکز به حاشیه، از نظریه به تجربه، می‌برد، اگرچه در واقع و به‌تعبیر زریاب‌خویی مرکز برای او پاریز و کرمان و ایران بود. امیدوارم این چرخش زبانی نشان‌دهندۀ روح آثار پاریزی باشد: حرکت از روایت رسمی و نخبگان به تاریخ مردمان و فرودستان. محمدابراهیم باستانی پاریزی راهی بی‌رهرو در تاریخ‌نگاری ایران پیمود. از پاریز خاکی تا پاریس علمی و از ریشه‌های پاریز تا افق‌های علمی پاریس مسیری گشود که پیش و پس از او کمتر کسی بدان قدم نهاده است.  او در میانۀ دو جهان ایستاده بود؛ جهان روایت‌های گرم و زندۀ کرمان و ایران و جهان پژوهش آکادمیک. جایی که سند، نقد راوی و روایت، تحلیل و قیاس، استدلال و نگاه دقیق مورخ اصل بود.

باستانی پاریزی و کوچ‌نشینان

باستانی پاریزی و مخاطب عام: بازخوانی و نقددیدگاه‌های پژوهشگران​​​​​​​

میراث هنری و معماری مردم کرمان به روایت باستانی پاریزی

(گودرز آشتیانی - عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی)

حق به تاریخ: بازخوانی تاریخ‌نگاری مردمی محمدابراهيم باستانی پاريزی​​​​​​​

(سیمین فصیحی - دانشیار گروه تاریخ دانشگاه الزهرا) ​​​​​​​

(لیلا طباطبایی یزدی - دانش‌آموخته دکتری هنر اسلامی)

محمد ابراهیم باستانی پاریزی از برجسته‌ترین چهره‌های تاریخ‌نگاری معاصر ایران است که علاوه‌ بر شهرت در فضای دانشگاهی، در میان خوانندگان غیرمتخصص و علاقه‌مندان عام به تاریخ نیز به‌خوبی شناخته شده است. کتاب‌های متعدد او دربارۀ تاریخ محلی، تاریخ سیاسی، تاریخ اجتماعی و نیز خاطرات و یادداشت‌های تاریخی‌اش بارها تجدید چاپ شده و تیراژهای نسبتاً بالای آنها - در قیاس با آثار معمول دانشگاهی- نشان‌دهندۀ توفیق او در برقراری ارتباط با طیف گسترده‌ای از مخاطبان است. نثر شیرین، طنز ملایم، استفادۀ فراوان از شعر و حکایت، عنوان‌گذاری جذاب و پرداختن به جزئیات زندگی روزمرۀ مردم عمده‌ترین ویژگی‌هایی است که معمولاً در توضیح محبوبیت آثار او نزد مخاطب عام برشمرده می‌شود.

تاریخ‌نگاری هنر ایران در درجۀ نخست حاصل کنکاش‌های نظری و پژوهش‌های میدانی محققان غیرایرانی از جمله شرق‌شناسان و ایران‌شناسان، باستان‌شناسان و مورخان هنر است که سنت‌گذاران و بنیان‌گذاران این حوزۀ مطالعاتی به شمار می‌روند. سپس در نیمۀ نخست قرن گذشته با ورود باستان‌شناسان، هنرشناسان و محققان ایرانی به این عرصه، جریان‌های مطالعاتی و تحقیقاتی تازه و درون‌زایی به وجود آمد. محمدابراهیم باستانی پاریزی یکی از چهره‌های شاخص این جریان است و تألیفات او با تمرکز بر کرمان و کویر مرکزی ایران تصویری تازه از میراث هنری و معماری این خطه در اختیار پژوهشگران قرار می‌دهد. «رابطۀانسی»، «مردم‌گرایی»، و بهره‌گیری از طیف گسترده‌ای از منابع دست اول تاریخی از ویژگی‌های شاخص آثار او است.

یکی از بنیادین‌ترین وجوه تمایز تاریخ‌نگاری باستانی پاریزی، گسست آگاهانه و تعمدی او از سنت خشک و رسمی دانشگاهی بود. این فاصله گرفتن نه از سر ناآگاهی یا ناتوانی، بلکه محصول نگرشی خاص به فلسفه و کارکرد تاریخ بود.  به باور وی، حوادث تاریخ جز به دردِ گواه و شاهد برای امور مبتلا به فعلی مردم نمی‌خورد. اگر تاریخ نتواند مشکلی از حال مردم حل کند، بی‌فایده است. این رویکرد عمل‌گرایانه و انسان‌گرایانه، او را از مورخان اثبات‌گرا که تاریخ را صرفاً رویدادنگاری عینی گذشته می‌پنداشتند به‌ کلی متمایز می‌کرد. او در نقد رویکرد پوزیتویستی نوشت: «... نتیجۀ تحقیقات ما چیزی خواهد بود در ردیف یک دفتر تلفن با مقداری شماره، اعداد و نمرات گوناگون که حاکی از تعداد کشتگان و مردگان و آیندگان و روندگان است.»​​​​​​​

عکس: 

 مردم‌نامه فراخوانی ا‌ست به یک نهضت علمی در تاریخ‌نگاری و مردم‌نامه‌نویسی 

​در شماره‌های پیشین

آثار مولانا از منظر تاریخ معماری مردم

دور از دیار، در دیاری نو

(افسانه نجم‌آبادی - شماره ۴ و ۵ مردم‌نامه)​​​​​​​

​تاریخ‌نگاران و دیگر نویسندگان به روش‌هایی متفاوت از آلبوم‌ها و عکس‌های خانوادگی استفاده می‌کنند. با تحلیل بصری و استفاده از روش‌های ملهم از روانکاوی، برخی از پژوهشگران از عکس‌ها برای واشکافی مناسبات بین اعضای خانواده بهره می‌برند. ولی من استفاده از روش‌های تاریخ‌نگاران «اشیا روزمره» را پربارتر یافته‌ام ... عکس، به ویژه عکس‌های خانوادگی، به قول شری ترکل، اشیایی «خاطره برانگیز» هستد و جدایی‌ناپذیری اندیشه و احساس را در رابطه ما با اشیا برمی‌نمایند.

آنچه «تاریخ معماری مردم» یا «تاریخ مردم در معماری» را از دیگر اقسام تاریخ معماری ممتاز می‌کند ویژگی‌ای در موضوع، یا ویژگی‌ای در روش نیست؛ بلکه ویژگی‌ای در دیدگاه است. در نگاهی وسیع‌تر، می‌توان معماری را افزون بر محصول معماری، به عاملان معماری و مسیر معماری و همۀ ساز و کارهای مربوط به آن اطلاق کرد. مقصود از معماری مردم جستنِ عکس مردم و رنگ مردم در هر معماری‌ای است...در سخن مولانا شواهد بسیاری از بناهای عوام یا زندگی عوام در بناها هست؛ از جمله خانه و مسجد.

خرید شماره ۱
خرید شماره ۴ و ۵

کارگران هندی صنعت نفت ایران، نزدیک به نیم قرن شکل‌های گونه‌گون کاری را تجربه کردند. آنان با استخدام اجباری به عنوان کارگر  متعهد خدمت در زمان جنگ، کارگر آزاد روزمزد و یا کارگر استخدام شده با قرارداد‌های جمعی شکل گرفته بر اساس قوانین کار مستعمراتی، در صنعت نفت ایران جای گرفتند. با حفظ پس‌زمینه استعماری، هدف این پژوهش جز این نیست که گزارشی از کارنامه و زمانه این کارگران به دست دهد. اینکه بود و باششان، کار و زندگی‌شان چگونه بود و قبول و رد جامعه میزبان را چگونه برتافتند.

خرید شماره ۶ و ۷

بازگویی روایاتی از یک عکس

(مهرداد قیومی بیدهندی - شماره ۶ و ۷ مردم‌نامه)

(تورج اتابکی - ترجمه شهرام غلامی - شماره ۱ مردم‌نامه)

​صدا و تصویر محذوفین در مطبوعات طنز

تاریخ سرقت در ایران

(لطف‌الله کارگری آریان و مرتضی افشار - شماره ۸ و ۹ مردم‌نامه)

​​آثار تناولی شامل چند موضوع است که وی آنها را - که تقریبا در  همه آثارش مشترکند- در این بسترها به نمایش می‌گذارد. از آثاری که تناولی در ساخت و به تصویر کشیدن آن تلاش‌هایی کرده و آثاری را درباره آن خلق کرده، شیر است؛ که گاهی تنها و گاهی همراه با خورشید به کار رفته است. وی از این نماد یا به عبارتی دیگر از این عنصر تصویری در آثار مختلف تجسمی بهره برده است. شیر در فرهنگ و تاریخ ایران نقش بسیار پررنگی دارد. تصویر ۸ [بالا] یاد‌آور شیر‌های سنگی بختیاری است.

جنبش مشروطه زمینه انتشار جراید تخصصی طنز را در ایران فراهم کرد. پنج ماه پس از صدور فرمان مشروطیت، طنزنامه آذربایجان (بهمن ۱۲۸۵- آبان ۱۲۸۶ش.) منتشر شد که حامی‌اش ستارخان بود و الگویش طنزنامه مشهور ملانصرالدین ‌‌(۱۳۱۰-۱۲۸۵ش.) که آن سال‌ها در تفلیس منتشر می‌شد.‌مهم‌ترین مانع طنزنامه‌ها سانسور بود و طنزپردازان مجبور بودند همواره دست به عصا حرکت کنند. علی‌رغم محدودیت‌هایی مانند سانسور، طنزنامه‌ها علاوه بر ایجاد انبساط خاطر، تاثیر عینی قابل توجهی در جامعه داشتند.

خرید شماره ۴ و ۵
خرید شماره ۸ و ۹

​​سرقت به شکل‌های مختلف و با روش‌ها و شیوه‌های متفاوتی انجام‌ می‌شد. در واقع، سارقان برای ارتکاب سرقت روش‌های جدیدی اتخاذ می‌کردند و از آنجا که تکرار یک شیوه موجب آگاهی مردم و ناکارآمدی آن می‌شد، در طول تاریخ اسلام‌، تنوع و گوناگونی شیوه‌های سرقت دیده می‌شود. در دزدی‌های شهری، دزدی و سرقت از مغازه‌ها و دکاکین از شایع‌ترین نمونه‌های سرقت در ایران و جهان اسلام محسوب می‌شد... برخی از دکان دارها، برای ممانعت از سرقت، شب را در دکان خود سپری می کردند.

خرید شماره ۲ و ۳

تاریخ هنر مردم در آثار پرویز تناولی 

(فرهاد دشتکی‌نیا - شماره ۲ و ۳ مردم‌نامه)

(حسین بیاتلو - شماره ۴ و ۵ مردم‌نامه)

سایت پرویز تناولی

​شماره‌های پیشین
فهرست مقاله‌ها